امشب روانه ی صبح میکنم
بی بهانه ترین اشک ها همواره معصومانه ترین هستند
زیرا دلگیری اما از چه؟ از که؟
و خدا می داند که چرا...؟؟
چرا این اشک ها هوای تولد دارند!؟
چرا هوای خالی شدن دارند!؟
آیا قلبم پر شده از هوای این و آن که سر می ریزد؟
آیا ذهنم پر شده است از صدای این و آن که دل می ریزد؟
نمی دانم!!
نمی دانی و میریزی
می ریزی تا شاید خالی شوی
خالی شوی از ندانستن
چه معصومانه اشکها بی دلیل و بی بهانه حیف میشوند
شاید:
دلشان به جایی بند نیست
برای ماندن
برچسب:
نویسنده: الینا بهرامی